kickerten
فوتبال دستی بازی کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای بازی کردن با میز فوتبال دستی (Kicker) در گذشته.
- Gestern Abend kickerten die Freunde bis spät in die Nacht.دیشب دوستان تا دیروقت شب کیکر بازی کردند.
- Er erinnerte sich, wie er als Kind oft mit seinem Vater kickerte.او به یاد آورد که چگونه در کودکی اغلب با پدرش کیکر بازی میکرد.
2
Akkusativ
به معنای ضربه زدن سریع و قاطع به توپ در گذشته.
- Der Spieler kickerte den Ball präzise ins Netz.بازیکن توپ را با دقت به درون تور ضربه زد.
- Sie kickerte den Ball über die Latte.او توپ را از بالای تیرک دروازه ضربه زد.
3
kein Akkusativ
به معنای حرکت سریع و ناگهانی در گذشته.
- Der Ball kickerte unvorhersehbar vom Pfosten ab.توپ به طور غیرمنتظرهای از تیرک دروازه به اطراف جهید (حرکت سریع و ناگهانی داشت).
- Das Kaninchen kickerte erschrocken in sein Versteck.خرگوش وحشتزده به سرعت به سمت لانهاش دوید (حرکت سریع و ناگهانی کرد).