kiebig
گستاخ، پررو، ستیزهجو
Bedeutungen
1
دارای رفتاری گستاخانه، پررو یا ستیزهجو؛ تمایل به درگیری یا مخالفت بیدلیل.
- Sei nicht so kiebig, wenn du etwas nicht verstehst.وقتی چیزی را نمیفهمی اینقدر گستاخ نباش.
- Der Hund war sehr kiebig gegenüber Fremden.سگ نسبت به غریبهها بسیار ستیزهجو بود.
- Seine kiebige Art machte ihn bei vielen unbeliebt.رفتار پرروی او باعث شد که نزد بسیاری محبوب نباشد.