kiebig

Aussprache: /ˈkiːbɪç/
Worttrennung: kie·big
صفت

گستاخ، پررو، ستیزه‌جو

Bedeutungen

1

دارای رفتاری گستاخانه، پررو یا ستیزه‌جو؛ تمایل به درگیری یا مخالفت بی‌دلیل.

  • Sei nicht so kiebig, wenn du etwas nicht verstehst.وقتی چیزی را نمی‌فهمی اینقدر گستاخ نباش.
  • Der Hund war sehr kiebig gegenüber Fremden.سگ نسبت به غریبه‌ها بسیار ستیزه‌جو بود.
  • Seine kiebige Art machte ihn bei vielen unbeliebt.رفتار پرروی او باعث شد که نزد بسیاری محبوب نباشد.