kiellos

Aussprache: /ˈkiːlˌloːs/
Worttrennung: kiel·los
صفت

بدون کیل

Bedeutungen

1

چیزی که فاقد کیل یا وزنه است؛ به ویژه در مورد ترازوها یا سیستم‌های اندازه‌گیری.

  • Die alte Waage war kiellos und musste ersetzt werden.ترازوی قدیمی کیل نداشت و باید تعویض می‌شد.
  • Ein kielloses Schiff ist instabil und kann leicht kentern.یک کشتی بدون کیل ناپایدار است و به راحتی می‌تواند واژگون شود.
  • Das Messgerät war kiellos und lieferte ungenaue Ergebnisse.دستگاه اندازه‌گیری کیل نداشت و نتایج دقیقی ارائه نمی‌داد.