kiellos
بدون کیل
Bedeutungen
1
چیزی که فاقد کیل یا وزنه است؛ به ویژه در مورد ترازوها یا سیستمهای اندازهگیری.
- Die alte Waage war kiellos und musste ersetzt werden.ترازوی قدیمی کیل نداشت و باید تعویض میشد.
- Ein kielloses Schiff ist instabil und kann leicht kentern.یک کشتی بدون کیل ناپایدار است و به راحتی میتواند واژگون شود.
- Das Messgerät war kiellos und lieferte ungenaue Ergebnisse.دستگاه اندازهگیری کیل نداشت و نتایج دقیقی ارائه نمیداد.