kilometertief
به عمق یک کیلومتر، کیلومترها عمق
Bedeutungen
1
دارای عمقی معادل یا در حدود یک کیلومتر یا بسیار عمیق.
- Die Forscher untersuchten den kilometertiefen Ozeangraben.محققان گودال اقیانوسی به عمق یک کیلومتر را بررسی کردند.
- Der Bergsee war überraschend kilometertief.دریاچه کوهستانی به طرز شگفتآوری کیلومترها عمق داشت.
- Die Bohrung erreichte eine kilometertiefe Schicht.حفاری به یک لایه به عمق یک کیلومتر رسید.