صفت
بچهگانه، لوس، ابلهانه (رفتار غیرمتناسب با سن)
جملات نمونه برای kindisch:
Obwohl er bereits auf die vierzig zugeht, kann er manchmal so ''kindisch'' sein, dass man kein normales Gespräch mit ihm führen kann.
اگرچه او دارد به سن چهل سالگی نزدیک میشود، اما گاهی اوقات میتواند چنان «بچهگانه» رفتار کند که هیچکس نمیتواند یک گفتگوی معمولی با او داشته باشد.
Hier auf dem Dom in einem Karussell zu sitzen, bereitete ihr ein ''kindisches'' Vergnügen.
نشستن اینجا روی چرخوفلک در شهربازی، لذتی «بچهگانه» برایش به همراه داشت.