kinoverrückt
عاشق سینما، دیوانه سینما
Bedeutungen
1
به شدت علاقهمند به سینما و فیلم دیدن، به طوری که فرد بخش زیادی از وقت یا پول خود را صرف آن میکند.
- Sie ist so kinoverrückt, dass sie fast jedes Wochenende ins Kino geht.او آنقدر عاشق سینماست که تقریباً هر آخر هفته به سینما میرود.
- Als Kinoverrückter kennt er alle Filme, die dieses Jahr herausgekommen sind.او به عنوان یک عاشق سینما، تمام فیلمهایی را که امسال اکران شدهاند میشناسد.
- Mein Bruder ist total kinoverrückt und träumt davon, Regisseur zu werden.برادر من کاملاً عاشق سینماست و آرزو دارد کارگردان شود.