kirre
آرام، مطیع؛ عصبی، کلافه (در ترکیب با machen)
Beispiele
- Den werden wir schon ''kirre'' machen.ما بالاخره او را «آرام» / تسلیم خواهیم کرد.
- Du machst mich noch ganz ''kirre!تو داری من را کاملاً «کلافه» میکنی!
آرام، مطیع؛ عصبی، کلافه (در ترکیب با machen)