kirren

Aussprache: /ˈkɪʁən/
Wortzerlegung: kir·ren
فعل

رام کردن، دست‌آموز کردن، فریب دادن با غذا

Beispiele

  • Es wird als ein zuverläßiges Mittel, unbändige Pferde zu ''kirren'', empfohlen, ihnen in die Nasenlöcher zu hauchen […].توصیه می‌شود که به عنوان روشی مطمئن برای رام کردن اسبان سرکش، در سوراخ‌های بینی آن‌ها بدمید [...].

Bedeutungen

1 Akkusativ

طعمه دادن، جلب کردن (حیوانات، به ویژه پرندگان یا خوک‌های وحشی، با غذا)

  • Der Jäger kirrt die Wildschweine mit Mais.شکارچی خوک‌های وحشی را با ذرت طعمه می‌دهد.
  • Man kirrt die Vögel mit Brotkrumen.پرندگان را با خرده نان جلب می‌کنند.