kirschrot

Aussprache: /ˈkɪʁʃˌʁoːt/
Worttrennung: kirsch·rot
صفت

قرمز گیلاسی

Bedeutungen

1

رنگ قرمز روشن و زنده، شبیه رنگ گیلاس رسیده.

  • Sie trug Lippenstift in einem leuchtenden Kirschrot.او رژ لبی به رنگ قرمز گیلاسی درخشان زده بود.
  • Das Auto war in einem auffälligen Kirschrot lackiert.ماشین به رنگ قرمز گیلاسی چشمگیری رنگ‌آمیزی شده بود.
  • Die Kirschen auf dem Baum waren reif und kirschrot.گیلاس‌های روی درخت رسیده و به رنگ قرمز گیلاسی بودند.