anklingen
به گوش رسیدن، تداعی شدن، یادآور شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
صدایی که به گوش میرسد، طنینانداز شدن، منعکس شدن صدا (اغلب به آرامی یا از دور).
- In der Ferne klang Musik an.در دوردست صدای موسیقی به گوش میرسید.
- Die Glocken der Kirche klangen am Sonntagmorgen an.زنگهای کلیسا صبح یکشنبه به صدا درآمدند.
2
Akkusativ (etwas anklingen)
به طور ضمنی اشاره شدن، مطرح شدن، حاکی بودن از چیزی (یک ایده، یک احساس، یک موضوع).
- Seine Worte klangen nach einer Drohung an.حرفهایش شبیه به یک تهدید به نظر میرسید.
- In ihrer Antwort klang eine gewisse Enttäuschung an.در پاسخ او، نوعی ناامیدی تداعی میشد.