nachklingen

Aussprache: /ˈnaːxˌklɪŋən/
Worttrennung: nach·klin·gen
فعل

طنین‌انداز شدن، اثر گذاشتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدایی پس از منبع اصلی آن همچنان شنیده می‌شود یا طنین‌انداز است.

  • Das Echo der Glocken klang noch lange nach.پژواک زنگ‌ها مدت‌ها طنین‌انداز بود.
  • Die Musik des Konzerts klang in meinen Ohren nach.موسیقی کنسرت در گوش‌هایم طنین‌انداز بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

اثری، احساسی یا تجربه‌ای برای مدتی پس از وقوع آن باقی می‌ماند.

  • Die Erinnerung an den Urlaub klang noch lange in ihr nach.خاطره تعطیلات مدت‌ها در او باقی ماند.
  • Die Worte des Freundes klangen ihm noch lange nach.سخنان دوست مدت‌ها در ذهن او باقی ماند.