anklingen

Aussprache: /ˌanklɪŋən/
Worttrennung: an·klin·gen
فعل

به گوش رسیدن، تداعی شدن، یادآور شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدایی که به گوش می‌رسد، طنین‌انداز شدن، منعکس شدن صدا (اغلب به آرامی یا از دور).

  • In der Ferne klang Musik an.در دوردست صدای موسیقی به گوش می‌رسید.
  • Die Glocken der Kirche klangen am Sonntagmorgen an.زنگ‌های کلیسا صبح یکشنبه به صدا درآمدند.
2 Akkusativ (etwas anklingen)

به طور ضمنی اشاره شدن، مطرح شدن، حاکی بودن از چیزی (یک ایده، یک احساس، یک موضوع).

  • Seine Worte klangen nach einer Drohung an.حرف‌هایش شبیه به یک تهدید به نظر می‌رسید.
  • In ihrer Antwort klang eine gewisse Enttäuschung an.در پاسخ او، نوعی ناامیدی تداعی می‌شد.