klärungsbedürftig

Aussprache: /ˈklɛːrʊŋsbəˌdʏrftɪç/
Worttrennung: klä·rungs·be·dürf·tig
صفت

نیازمند توضیح، مبهم، قابل بررسی

Bedeutungen

1

چیزی که به دلیل ابهام، پیچیدگی یا عدم شفافیت، نیاز به توضیح یا روشن‌سازی بیشتر دارد.

  • Die Aussage des Politikers war sehr klärungsbedürftig.اظهارات سیاستمدار بسیار نیازمند توضیح بود.
  • Es gibt noch einige klärungsbedürftige Punkte in diesem Vertrag.هنوز چند نکته قابل بررسی در این قرارداد وجود دارد.
  • Seine Reaktion war unerwartet und klärungsbedürftig.واکنش او غیرمنتظره و نیازمند توضیح بود.