klönen

Aussprache: /ˈkløːnən/
Wortzerlegung: klö·nen
فعل

گپ زدن، خوش و بش کردن؛ نالیدن (معنای دوم کمتر رایج)

Beispiele

  • Sie ''klönten'' über das gestrige Wetter.آنها در مورد آب و هوای دیروز گپ زدند.
  • Bis ein Uhr morgens ''klönten'' die Offiziere.افسران تا ساعت یک صبح گپ زدند.

Bedeutungen

1 intransitiv / mit + Dativ

به صورت غیررسمی و دوستانه صحبت کردن، گپ زدن (به ویژه در شمال آلمان رایج است).

  • Nach der Arbeit sitzen wir oft zusammen und klönen ein bisschen.بعد از کار اغلب با هم می‌نشینیم و کمی گپ می‌زنیم.
  • Sie klönten stundenlang über alte Zeiten.آن‌ها ساعت‌ها درباره دوران گذشته صحبت کردند.