ausklügeln

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌklyːɡl̩n/
Worttrennung: aus·klü·geln
فعل

با جزئیات دقیق برنامه‌ریزی کردن، طرح‌ریزی کردن، سرهم کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + ausklügeln)

چیزی را با دقت، زیرکی، تفکر زیاد و در نظر گرفتن تمام جزئیات ممکن طراحی، برنامه‌ریزی یا ابداع کردن؛ سرهم کردن یک نقشه یا راه حل پیچیده.

  • Sie hat einen ausgeklügelten Plan ausgeklügelt, um das Rätsel zu lösen.او یک نقشه دقیق و پیچیده برای حل معما طرح‌ریزی کرده است.
  • Die Ingenieure mussten eine neue Methode ausklügeln, um das Problem zu beheben.مهندسان مجبور بودند روش جدیدی را برای رفع مشکل ابداع کنند.