klüngeln
تبانی کردن، زد و بند کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem klüngeln)
زد و بند کردن، باندبازی کردن، با هم تبانی کردن (معمولاً با بار منفی، برای کسب منافع شخصی).
- Die Politiker klüngelten hinter den Kulissen.سیاستمداران پشت پرده زد و بند میکردند.
- Er ist bekannt dafür, mit seinen Freunden zu klüngeln.او به خاطر تبانی با دوستانش شهرت دارد.