klackern

Aussprache: /ˈklakɐn/
Wortzerlegung: kla·ckern
فعل

صدای تق‌تق دادن، تق‌تق کردن، کلیک کردن، چرخیدن (چرخ دنده)، غژغژ کردن

Beispiele

  • Ihre Absätze ''klackerten'' auf dem Asphalt bei jedem Schritt.پاشنه‌های کفش او با هر قدم روی آسفالت تق‌تق می‌کردند.
  • Die Kugel ''klackerte'' laut im Flipperautomaten hin und her.گلوله با صدای بلند در دستگاه پین‌بال به این طرف و آن طرف می‌چرخید.
  • Leise ''klackerten'' die roten Kugeln auf dem Snookertisch aneinander.توپ‌های قرمز به آرامی روی میز بیلیارد به هم می‌خوردند.
  • Die Angestellten ''klackern'' auf ihren Tastaturen.کارمندان با کیبوردهایشان صدای تق‌تق در می‌آورند.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

صدای کوتاه و تکراری تولید کردن، تق‌تق کردن (مانند کفش، دندان)

  • Ihre Absätze klackerten auf dem Marmorboden.پاشنه‌های کفش او روی کف مرمر تق‌تق می‌کرد.
  • Die Tastatur klackert leise, wenn man tippt.وقتی تایپ می‌کنید، صفحه کلید به آرامی کلیک می‌کند.