Konjugierte Form
تقتق کردند، صدای تقتق دادند
معانی و تعاریف klackerten:
- تولید صدای مکرر و تیز، شبیه به ضربه زدن یا تیکتاک کردن، معمولاً توسط اشیاء سخت و خشک.
جملات نمونه برای klackerten:
Die alten Uhrwerke im Turm klackerten unaufhörlich und markierten die Stunden.
مکانیسمهای قدیمی ساعت در برج بیوقفه صدای تقتق میدادند و ساعتها را مشخص میکردند.
Bei jedem Schritt klackerten die Absätze ihres Schuhs auf dem Marmorboden.
با هر قدم، پاشنههای کفش او روی کف مرمر صدای تقتق میدادند.