فعل
دهان باز کردن (شکاف)، فاصله داشتن
معانی و تعاریف klaffen:
- باز بودن یا شکاف داشتن به صورت گسترده، دهان باز کردن (مثلاً زخم، شکاف).
- (مجازی) تفاوت یا اختلاف بسیار زیاد داشتن بین دو چیز.
جملات نمونه برای klaffen:
Eine tiefe Schlucht ''klafft'' zwischen den Hochebenen.
درهای عمیق بین فلاتها «دهان باز کرده است».
Die ''klaffende'' Wunde am Bein musste genäht werden.
زخم «باز» روی پا باید بخیه میشد.
Da ''klafft'' eine Riesenlücke zwischen Anspruch und Wirklichkeit.
شکاف بزرگی بین ادعا و واقعیت «وجود دارد».