Konjugierte Form
دهان باز کردند، شکاف داشتند (شکل صرف شده از فعل klaffen)
معانی و تعاریف klafften:
- باز بودن شکافی عمیق و وسیع بین دو چیز، مانند دو لبه زخم، دو صخره یا دو بخش از یک سازه، که اغلب نشاندهنده جدایی یا آسیب است.
جملات نمونه برای klafften:
Die Wunde klaffte tief und musste sofort genäht werden.
زخم عمیقاً شکافته بود و باید فوراً بخیه زده میشد.
Zwischen den Felsen klaffte ein Abgrund, der nur mit großer Vorsicht zu überwinden war.
بین صخرهها پرتگاهی شکافته بود که فقط با احتیاط فراوان قابل عبور بود.