einklagen
از طریق شکایت به دست آوردن, مطالبه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einklagen)
مطالبه کردن و به دست آوردن حق، پول، خسارت یا چیزی از طریق اقدام قانونی یا شکایت در دادگاه.
- Sie hat die ausstehenden Zahlungen erfolgreich eingeklagt.او پرداختهای معوقه را با موفقیت از طریق شکایت به دست آورد.
- Der Mieter verklagte den Vermieter wegen der Mängel.مستاجر به دلیل نواقص از صاحبخانه شکایت کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einklagen)
وادار کردن کسی به انجام کاری یا پذیرش چیزی از طریق اقدام قانونی.
- Die Gewerkschaft hat höhere Löhne eingeklagt.اتحادیه کارگری از طریق قانونی خواستار دستمزد بالاتر شد.
- Er musste die Herausgabe des Erbes einklagen.او مجبور شد از طریق قانونی، تحویل ارثیه را مطالبه کند.