klamüsern
با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن، فکر کردن
Beispiele
- Er ''klamüserte'' alle Details des Unfalls.او تمام جزئیات تصادف را موشکافی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با دقت و جزئیات زیاد بررسی کردن، اغلب برای حل یک مشکل یا درک یک موضوع پیچیده (عامیانه).
- Er hat die ganze Nacht an dem Problem geklamüsert.او تمام شب را روی آن مشکل موشکافی کرد.
- Wir müssen die Zahlen noch genauer klamüsern.ما باید اعداد را با دقت بیشتری بررسی کنیم.