klamüsern

Aussprache: /klaˈmyːzɐn/
Wortzerlegung: kla·mü·sern
فعل

با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن، فکر کردن

Beispiele

  • Er ''klamüserte'' alle Details des Unfalls.او تمام جزئیات تصادف را موشکافی کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با دقت و جزئیات زیاد بررسی کردن، اغلب برای حل یک مشکل یا درک یک موضوع پیچیده (عامیانه).

  • Er hat die ganze Nacht an dem Problem geklamüsert.او تمام شب را روی آن مشکل موشکافی کرد.
  • Wir müssen die Zahlen noch genauer klamüsern.ما باید اعداد را با دقت بیشتری بررسی کنیم.