abklappern

Aussprache: /ˈapˌklapɐn/
Wortzerlegung: ab·klap·pern
فعل

یکی پس از دیگری سر زدن، گشتن، جستجو کردن (به ترتیب)

Beispiele

  • Die Band ''klappert'' alle Lokale ''ab'', die dem Tanz und dem triumphierenden Jazz geweiht sind.گروه موسیقی تمام مکان‌هایی را که به رقص و جاز پیروزمندانه اختصاص یافته‌اند، یکی پس از دیگری سر می‌زند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Ort/Orte)

زیر و رو کردن، گشتن (با دقت و خستگی‌ناپذیری)، سر زدن به همه جا (برای یافتن چیزی)

  • Wir haben alle Geschäfte abgeklappert, um das Geschenk zu finden.ما همه مغازه‌ها را زیر و رو کردیم تا هدیه را پیدا کنیم.
  • Er klapperte alle Kneipen ab, um seine Freunde zu finden.او به همه میخانه‌ها سر زد تا دوستانش را پیدا کند.