فعل
تقتق کردن، صدای برخورد اشیاء
معانی و تعاریف klappern:
- صدای تقتق کردن، به هم خوردن (دندانها، استخوانها، ظروف، پنجرهها)
- با صدای تقتق حرکت کردن (چیزی که شل است)
جملات نمونه برای klappern:
Die Ventile am Auto ''klappern.''
سوپاپهای ماشین تقتق میکنند.
Aus Angst ''klapperte'' er mit den Zähnen.
از ترس دندانهایش به هم میخورد (تقتق میکرد).
Es ''klappert'' die Mühle am rauschenden Bach: Klipp, klapp!
آسیاب کنار جوی خروشان تقتق میکند: تق، تق!