auseinanderklappen
باز شدن
Beispiele
- Geübte sollen das Yike Bike innerhalb von 15 Sekunden zusammen- und nach 15 weiteren Sekunden wieder ''auseinanderklappen'' können.افراد ماهر باید بتوانند دوچرخه Yike را در عرض 15 ثانیه جمع کرده و پس از 15 ثانیه دیگر دوباره باز کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که تا شده یا بسته است، باز کردن تا کاملاً پهن شود.
- Er klappte die Landkarte auseinander, um den Weg zu finden.او نقشه را باز کرد تا مسیر را پیدا کند.
- Bitte klappen Sie den Stuhl auseinander, bevor Sie sich setzen.لطفاً صندلی را قبل از نشستن باز کنید.
2
بدون مفعول
خود به خود باز شدن یا گشوده شدن (چیزی که تا شده است).
- Der Klapptisch klappte plötzlich auseinander.میز تاشو ناگهان باز شد.
- Das Buch klappte von selbst auseinander und zeigte die richtige Seite.کتاب خودش باز شد و صفحه درست را نشان داد.