vorklappen
تا کردن به جلو، خم کردن به جلو
Beispiele
- Rita saß hinten und gerade als sie vorhatte, den Fahrersitz ''vorzuklappen'', um ihrem Fahrer zum Kiosk zu folgen, klopfte jemand an die hintere Scheibe.ریتا عقب نشسته بود و درست زمانی که قصد داشت صندلی راننده را برای دنبال کردن رانندهاش به سمت کیوسک "تا کند"، کسی به شیشه عقب ضربه زد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به سمت جلو تا کردن یا خم کردن
- Man muss den Bildschirm vorklappen, um die Tastatur zu erreichen.باید صفحه نمایش را به جلو تا کرد تا به کیبورد دسترسی پیدا کرد.
- Die Sitze im Bus lassen sich vorklappen, um mehr Platz zu schaffen.صندلیهای اتوبوس به جلو تا میشوند تا فضای بیشتری ایجاد شود.