zuklappen

Aussprache: /ˈtsuːˌklapn̩/
Wortzerlegung: zu·klap·pen
فعل

بستن (چیزی که در دارد)، تا کردن؛ (چشم‌ها) بسته شدن

Beispiele

  • Bitte ''klappen'' Sie das Heft ''zu,'' und legen Sie den Stift beiseite.لطفاً دفتر را ببند و قلم را کنار بگذار.
  • Ich bin müde, gleich ''klappen'' mir die Augen ''zu.من خسته‌ام، به زودی چشم‌هایم بسته می‌شود.
  • Mit einem Rums ''klappte'' der Deckel der Kühltruhe wieder ''zu.با یک صدای تق، درِ یخچال دوباره بسته شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با صدا (معمولاً سریع) بستن یا تا کردن.

  • Bitte klapp das Buch zu.لطفاً کتاب را ببند.
  • Sie klappte den Laptop nach der Arbeit zu.او لپ‌تاپ را بعد از کار بست.
2 بدون مفعول

(چیزی) با صدا بسته شدن یا تا شدن (فعل ناگذر).

  • Die Tür klappte im Wind zu.در در اثر باد بسته شد.
  • Das Fenster ist von selbst zugeklappt.پنجره خودش بسته شد.