zuklappen
بستن (چیزی که در دارد)، تا کردن؛ (چشمها) بسته شدن
Beispiele
- Bitte ''klappen'' Sie das Heft ''zu,'' und legen Sie den Stift beiseite.لطفاً دفتر را ببند و قلم را کنار بگذار.
- Ich bin müde, gleich ''klappen'' mir die Augen ''zu.من خستهام، به زودی چشمهایم بسته میشود.
- Mit einem Rums ''klappte'' der Deckel der Kühltruhe wieder ''zu.با یک صدای تق، درِ یخچال دوباره بسته شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با صدا (معمولاً سریع) بستن یا تا کردن.
- Bitte klapp das Buch zu.لطفاً کتاب را ببند.
- Sie klappte den Laptop nach der Arbeit zu.او لپتاپ را بعد از کار بست.
2
بدون مفعول
(چیزی) با صدا بسته شدن یا تا شدن (فعل ناگذر).
- Die Tür klappte im Wind zu.در در اثر باد بسته شد.
- Das Fenster ist von selbst zugeklappt.پنجره خودش بسته شد.