Das Publikum klapste begeistert, als der Künstler die Bühne betrat.
تماشاگران با شور و شوق دست زدند (کف زدند) وقتی هنرمند وارد صحنه شد.
Er klapste dem Jungen anerkennend auf die Schulter.
او به رسم تایید، به شانه پسر ضربه زد (دست زد).
Die Tür klapste im Wind zu.
در با صدای بلندی در اثر باد بسته شد.