klarträumen
روشنبینی در خواب، خواب شفاف دیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
رویای شفاف دیدن؛ در خواب آگاه بودن که در حال رویا دیدن هستید و بتوانید آن را کنترل کنید.
- Gestern Nacht habe ich zum ersten Mal geklarträumt und konnte fliegen.دیشب برای اولین بار خواب شفاف دیدم و توانستم پرواز کنم.
- Viele Menschen versuchen, Klarträumen zu lernen, um ihre Träume zu steuern.بسیاری از مردم سعی میکنند خواب شفاف دیدن را یاد بگیرند تا رویاهای خود را هدایت کنند.