klarträumen

Aussprache: /ˈklaːɐ̯ˌtʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: klar·träu·men
فعل

روشن‌بینی در خواب، خواب شفاف دیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

رویای شفاف دیدن؛ در خواب آگاه بودن که در حال رویا دیدن هستید و بتوانید آن را کنترل کنید.

  • Gestern Nacht habe ich zum ersten Mal geklarträumt und konnte fliegen.دیشب برای اولین بار خواب شفاف دیدم و توانستم پرواز کنم.
  • Viele Menschen versuchen, Klarträumen zu lernen, um ihre Träume zu steuern.بسیاری از مردم سعی می‌کنند خواب شفاف دیدن را یاد بگیرند تا رویاهای خود را هدایت کنند.