فعل
با زحمت جمع کردن، دانه دانه چین کردن
معانی و تعاریف klauben:
- چیزی را با دقت و زحمت از میان چیزهای دیگر جمع کردن یا جدا کردن.
جملات نمونه برای klauben:
Kunden, die nur auf den Preis sehen, müssen schon heute ihre Einkäufe nicht mehr zwingend aus Kartons von der Palette ''klauben.''
مشتریانی که فقط به قیمت نگاه میکنند، حتی امروز هم دیگر مجبور نیستند خریدهای خود را به ناچار از میان کارتنهای روی پالت «با زحمت بیرون بکشند و جمع کنند».
Er klaubte die kleinen Steine aus dem Reis.
او سنگهای کوچک را از برنج جدا کرد.
Sie klaubte mühsam die Dornen aus ihrem Finger.
او با زحمت خارها را از انگشتش بیرون کشید.