klavieren
پیانو زدن، پیانو نواختن
Beispiele
- Die Vatermutter wächst in Hamburg heran, lernt bei ihrer Mutter Weißnähen, und kaum ist sie fünfzehn Jahre alt, da ist schon der junge Großvater Josef heran, ein schwarzwäldischer Lehrerssohn, der ''klaviert,'' flötet, bratscht, jodelt, Musikinstrumente anfertigt und sogar ein wenig komponiert.مادر شوهر در هامبورگ بزرگ میشود، نزد مادرش خیاطی یاد میگیرد، و به محض اینکه پانزده ساله میشود، پدر شوهر جوان، یوزف، پسر معلمی از شوابن، که پیانو میزند، فلوت میزند، ویولا میزند، یودل میخواند، آلات موسیقی میسازد و حتی کمی آهنگسازی میکند، حاضر میشود.
Bedeutungen
1
Intransitiv
پیانو نواختن (کمی قدیمی یا کمتر رایج از 'Klavier spielen')
- Sie klaviert schon seit ihrer Kindheit.او از کودکی پیانو مینوازد.
- Er saß am Flügel und klavierte eine Sonate.او پشت پیانوی بزرگ نشسته بود و یک سونات مینواخت.