kleben Aussprache:/ˈkleːbn̩/Wortzerlegung:kle·ben فعل چسباندن، چسبیدن معانی و تعاریف kleben:چیزی را با چسب یا مادهای مشابه به سطح دیگری متصل کردن.به چیزی متصل ماندن یا به آن چسبیده بودن.به چیزی وفادار ماندن، به آن پایبند بودن یا از آن جدا نشدن (مجازی). جملات نمونه برای kleben:Ich ''klebe'' jetzt das Foto in das Album.من الان عکس را توی آلبوم میچسبانم.Die Briefmarke ''klebt'' auf dem Briefumschlag.تمبر روی پاکت نامه چسبیده است.Ich klebe das Poster an die Wand.من پوستر را به دیوار میچسبانم.