einkleben
چسباندن در/داخل (آلبوم/کتاب)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
عکس، تمبر یا برچسبی را به درون دفترچه، آلبوم یا کتاب چسباندن
- Sie hat alle Urlaubsfotos sorgfältig in das Album eingeklebt.او تمام عکسهای تعطیلات را با دقت در آلبوم چسباند.
- Die Rabattmarken müssen in das Sammelheft eingeklebt werden.تمبرهای تخفیف باید داخل دفترچه کلکسیون چسبانده شوند.