einkleiden

Aussprache: /ˈaɪ̯nklaɪ̯dn̩/
Worttrennung: ein·klei·den
فعل

لباس پوشاندن، لباس تهیه کردن؛ بیان کردن، فرمول‌بندی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden einkleiden)

به کسی لباس پوشاندن یا برای کسی لباس تهیه کردن.

  • Die Organisation kleidet bedürftige Kinder neu ein.این سازمان به کودکان نیازمند لباس نو تهیه می‌کند.
  • Der Schneider kleidete den Bräutigam für die Hochzeit ein.خیاط لباس داماد را برای عروسی آماده کرد.
2 sich + Akkusativ (sich einkleiden)

برای خود لباس تهیه کردن، لباس خریدن.

  • Ich muss mich für den Winter neu einkleiden.من باید برای زمستان لباس نو تهیه کنم.
  • Nach dem Umzug hat sie sich endlich wieder eingekleidet.پس از اسباب‌کشی، او بالاخره دوباره برای خودش لباس خرید.
3 Akkusativ + in + Akkusativ (etwas in etwas einkleiden)

(مجازی) چیزی را در قالب یا شکل خاصی بیان کردن یا ارائه دادن.

  • Der Autor kleidet seine Kritik in humorvolle Worte ein.نویسنده نقد خود را در قالب کلمات طنزآمیز بیان می‌کند.
  • Sie kleidete ihre Ideen in ein überzeugendes Konzept ein.او ایده‌هایش را در قالب یک طرح متقاعدکننده ارائه داد.