kleiden

Aussprache: /ˈklaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: klei·den
فعل

پوشاندن، لباس پوشیدن، برازنده بودن، مناسب بودن

Beispiele

  • Der König ''kleidete'' sich in Lumpen und ging auf den Marktplatz.پادشاه خود را در لباس‌های کهنه پوشاند و به میدان شهر رفت.
  • Die neue Jacke ''kleidet'' dich.ژاکت جدید به تو می‌آید.
  • Sie ''kleidete'' ihre Gedanken in mystische Gleichnisse.او افکارش را در تمثیل‌های عرفانی بیان کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به کسی لباس پوشاندن، چیزی را پوشاندن

  • Sie kleidet ihr Kind jeden Morgen neu.او هر روز صبح به فرزندش لباس جدید می‌پوشاند.
  • Die Bäume kleiden sich im Herbst in bunte Farben.در پاییز درختان با رنگ‌های شاداب پوشیده می‌شوند.
2 sich

لباس پوشیدن (معمولاً با اشاره به سبک یا نوع لباس)

  • Er kleidet sich immer sehr elegant.او همیشه بسیار شیک لباس می‌پوشد.
  • Sie kleidet sich gern in Schwarz.او دوست دارد مشکی بپوشد.
3 Dativ

به کسی آمدن، برازنده بودن (لباس)

  • Das neue Kleid kleidet sie sehr gut.لباس جدید خیلی به او می‌آید.
  • Diese Farbe kleidet dich hervorragend.این رنگ فوق‌العاده به تو می‌آید.