kleiden
پوشاندن، لباس پوشیدن، برازنده بودن، مناسب بودن
Beispiele
- Der König ''kleidete'' sich in Lumpen und ging auf den Marktplatz.پادشاه خود را در لباسهای کهنه پوشاند و به میدان شهر رفت.
- Die neue Jacke ''kleidet'' dich.ژاکت جدید به تو میآید.
- Sie ''kleidete'' ihre Gedanken in mystische Gleichnisse.او افکارش را در تمثیلهای عرفانی بیان کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی لباس پوشاندن، چیزی را پوشاندن
- Sie kleidet ihr Kind jeden Morgen neu.او هر روز صبح به فرزندش لباس جدید میپوشاند.
- Die Bäume kleiden sich im Herbst in bunte Farben.در پاییز درختان با رنگهای شاداب پوشیده میشوند.
2
sich
لباس پوشیدن (معمولاً با اشاره به سبک یا نوع لباس)
- Er kleidet sich immer sehr elegant.او همیشه بسیار شیک لباس میپوشد.
- Sie kleidet sich gern in Schwarz.او دوست دارد مشکی بپوشد.
3
Dativ
به کسی آمدن، برازنده بودن (لباس)
- Das neue Kleid kleidet sie sehr gut.لباس جدید خیلی به او میآید.
- Diese Farbe kleidet dich hervorragend.این رنگ فوقالعاده به تو میآید.