kleinbürgerlich

Aussprache: /ˈklaɪ̯nˌbʏʁɡɐlɪç/
Worttrennung: klein·bür·ger·lich
صفت

خرده‌بورژوایی، (تحقیرآمیز) کوته‌فکر، امل

Bedeutungen

1

مربوط به طبقه خرده‌بورژوازی؛ اغلب با بار معنایی منفی برای توصیف نگرش‌ها، ارزش‌ها یا سبک زندگی محافظه‌کارانه، محدود و گاهی سطحی.

  • Seine kleinbürgerlichen Ansichten stießen auf Kritik.دیدگاه‌های خرده‌بورژوایی او با انتقاد روبرو شد.
  • Sie verachtete die kleinbürgerliche Enge ihrer Heimatstadt.او از تنگ‌نظری خرده‌بورژوایی شهر زادگاهش متنفر بود.
  • Das Theaterstück karikierte das kleinbürgerliche Leben.نمایشنامه زندگی خرده‌بورژوایی را هجو می‌کرد.
2

کوته‌فکر، متعصب یا امل؛ کسی که دیدگاه‌های محدودی دارد و از پذیرش ایده‌های جدید یا متفاوت امتناع می‌ورزد.

  • Sein kleinbürgerliches Denken hinderte ihn daran, neue Wege zu gehen.تفکر کوته‌فکرانه او مانع از برداشتن گام‌های نو در او شد.
  • Diese kleinbürgerliche Moralvorstellung ist überholt.این طرز فکر اخلاقی امل منسوخ شده است.
  • Sie war es leid, sich mit kleinbürgerlichen Vorurteilen auseinandersetzen zu müssen.او از اینکه مجبور بود با تعصبات کوته‌فکرانه سر و کار داشته باشد، خسته شده بود.