der kleiner Zeh

Aussprache: /ˈklaɪ̯nɐ ˈtseː/
Worttrennung: klei·ner ·Zeh
اسم

انگشت کوچک پا

Bedeutungen

1

کوچکترین انگشت پا که در خارجی‌ترین قسمت پا قرار دارد.

  • Ich stoße mir ständig den kleinen Zeh an Möbeln.من مدام انگشت کوچک پایم را به مبلمان می‌کوبم.
  • Der kleine Zeh ist oft anfällig für Verletzungen.انگشت کوچک پا اغلب مستعد آسیب‌دیدگی است.
  • Er trug Schuhe, die zu eng waren und drückten auf seinen kleinen Zeh.او کفش‌هایی پوشیده بود که خیلی تنگ بودند و به انگشت کوچک پایش فشار می‌آوردند.