kleinern

Aussprache: /ˈklaɪ̯nɐn/
Wortzerlegung: klei·nern
فعل

کوچک کردن، کاهش دادن

Beispiele

  • Dieser Haufen hier soll nicht ''gekleinert'' werden.این توده نباید کوچک شود.
  • Das ''kleinert'' aber nicht seinen Ruhm.اما این شکوه او را کم نمی‌کند.
  • Mit zuhnehmendem Alter ''kleinert'' sie.با افزایش سن، او کوچکتر می‌شود.
  • 18 kann durch 2 ''gekleinert'' werden.۱۸ را می‌توان بر ۲ کوچک کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از نظر اندازه یا مقدار کوچک‌تر کردن (استفاده غیرمعمول یا محاوره‌ای به جای 'verkleinern').

  • Er versuchte, die Portion zu kleinern, um weniger zu essen.او سعی کرد سهم غذا را کوچک‌تر کند تا کمتر بخورد.
  • Manche Leute kleinern ihre Probleme, anstatt sie anzugehen.برخی افراد مشکلاتشان را کوچک می‌کنند به جای اینکه به آنها رسیدگی کنند.