kleingärtnerisch

Aussprache: /ˌklaɪ̯nˈɡɛʁtnəʁɪʃ/
Worttrennung: klein·gärt·ne·risch
صفت

مربوط به باغچه‌داری (به سبک باغچه‌های کوچک)

Bedeutungen

1

به امور، فعالیت‌ها یا سبک مربوط به باغچه‌های کوچک شخصی یا اشتراکی اشاره دارد.

  • Sie hat eine Leidenschaft für kleingärtnerische Tätigkeiten.او علاقه‌ی زیادی به فعالیت‌های باغچه‌داری دارد.
  • Der Verein organisiert kleingärtnerische Kurse für Anfänger.این انجمن دوره‌های باغچه‌داری برای مبتدیان برگزار می‌کند.
  • Seine Wochenenden verbringt er meistens mit kleingärtnerischer Arbeit.او بیشتر آخر هفته‌های خود را با کار در باغچه می‌گذراند.