kleinmütig

Aussprache: /ˈklaɪ̯nmyːtɪç/
Worttrennung: klein·mü·tig
صفت

کم‌دل، ترسو، بی‌جرئت، بی‌اراده

Bedeutungen

1

دارای روحیه ضعیف، ترسو و فاقد شجاعت یا اراده برای مقابله با مشکلات یا خطرات.

  • Sei nicht so kleinmütig! Du schaffst das schon.اینقدر کم‌دل نباش! تو حتماً از پسش برمی‌آیی.
  • Der kleinmütige Soldat versteckte sich hinter seinen Kameraden.سرباز ترسو پشت سر هم‌رزمانش پنهان شد.
  • Ihre kleinmütige Haltung verhinderte, dass sie ihre Ziele erreichte.نگرش بی‌اراده او مانع از رسیدن به اهدافش شد.