kleinporig
ریزحفره، دارای منافذ کوچک
Bedeutungen
1
دارای منافذ یا حفرههای بسیار کوچک؛ معمولاً برای توصیف ساختار مواد یا بافتها به کار میرود.
- Das Holz ist sehr dicht und kleinporig, was es widerstandsfähig macht.این چوب بسیار متراکم و ریزحفره است که آن را مقاوم میسازد.
- Die Haut des Babys war weich und kleinporig.پوست نوزاد نرم و دارای منافذ کوچک بود.
- Ein kleinporiger Schaumstoff isoliert besser gegen Wärme.یک فوم ریزحفره در برابر گرما بهتر عایقبندی میکند.