kleinporig

Aussprache: /ˈklaɪ̯nˌpoːrɪç/
Worttrennung: klein·po·rig
صفت

ریزحفره، دارای منافذ کوچک

Bedeutungen

1

دارای منافذ یا حفره‌های بسیار کوچک؛ معمولاً برای توصیف ساختار مواد یا بافت‌ها به کار می‌رود.

  • Das Holz ist sehr dicht und kleinporig, was es widerstandsfähig macht.این چوب بسیار متراکم و ریزحفره است که آن را مقاوم می‌سازد.
  • Die Haut des Babys war weich und kleinporig.پوست نوزاد نرم و دارای منافذ کوچک بود.
  • Ein kleinporiger Schaumstoff isoliert besser gegen Wärme.یک فوم ریزحفره در برابر گرما بهتر عایق‌بندی می‌کند.