kleinreden
کماهمیت جلوه دادن، ناچیز شمردن، دستکم گرفتن (با حرف)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden kleinreden)
عمداً اهمیت، ارزش، موفقیت یا خطرات چیزی را ناچیز و کوچک نشان دادن
- Er versucht immer, die Erfolge seiner Kollegen kleinzureden.او همیشه سعی میکند موفقیتهای همکارانش را کوچک جلوه دهد.
- Man darf die Gefahr der Pandemie nicht kleinreden.نباید خطر همهگیری را کماهمیت جلوه داد.