kleinschreiben
با حروف کوچک نوشتن، کماهمیت دانستن، دستکم گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) kleinschreiben
کلمهای را طبق قواعد نگارشی با حرف کوچک آغاز کردن
- Im Deutschen schreibt man Verben und Adjektive klein.در زبان آلمانی افعال و صفتها را با حرف کوچک مینویسند.
- Er hat das Wort „Sonne“ aus Versehen kleingeschrieben.او به اشتباه کلمه «Sonne» را با حرف کوچک نوشت.
2
etwas (Akkusativ) kleinschreiben
چیزی را کماهمیت تلقی کردن، به آن بهای کمی دادن یا نادیده گرفتن ارزش آن
- In dieser Firma wird Kundenservice leider sehr kleingeschrieben.متأسفانه در این شرکت به خدمات مشتریان اهمیت بسیار کمی داده میشود.
- Sicherheit darf man bei solchen Projekten niemals kleinschreiben.در چنین پروژههایی هرگز نباید امنیت را کماهمیت دانست.