kleinwüchsig

Aussprache: /ˈklaɪ̯nvʏçsɪç/
Worttrennung: klein·wüch·sig
صفت

کوتاه قد، کم رشد

Bedeutungen

1

به فرد یا موجودی گفته می‌شود که به طور طبیعی از نظر قد کوتاه‌تر از حد معمول است یا رشد آن کمتر از حد انتظار بوده است.

  • Der Schauspieler war trotz seiner kleinwüchsigen Statur sehr erfolgreich.بازیگر با وجود جثه کوتاه قدش بسیار موفق بود.
  • Einige Pflanzenarten bleiben kleinwüchsig und eignen sich gut für kleine Gärten.برخی از گونه‌های گیاهی کوتاه قد باقی می‌مانند و برای باغ‌های کوچک مناسب هستند.
  • Der Junge war im Vergleich zu seinen Altersgenossen kleinwüchsig.پسر در مقایسه با هم سن و سالانش کوتاه قد بود.