kleinwüchsig
کوتاه قد، کم رشد
Bedeutungen
1
به فرد یا موجودی گفته میشود که به طور طبیعی از نظر قد کوتاهتر از حد معمول است یا رشد آن کمتر از حد انتظار بوده است.
- Der Schauspieler war trotz seiner kleinwüchsigen Statur sehr erfolgreich.بازیگر با وجود جثه کوتاه قدش بسیار موفق بود.
- Einige Pflanzenarten bleiben kleinwüchsig und eignen sich gut für kleine Gärten.برخی از گونههای گیاهی کوتاه قد باقی میمانند و برای باغهای کوچک مناسب هستند.
- Der Junge war im Vergleich zu seinen Altersgenossen kleinwüchsig.پسر در مقایسه با هم سن و سالانش کوتاه قد بود.