zuklemmen

Aussprache: /'tsuːklɛmən/
Worttrennung: zu·klem·men
فعل

بستن با فشار، گیر انداختن، مسدود کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas zuklemmen)

چیزی را با فشار یا گیر کردن، بستن یا مسدود کردن (مثلاً انگشت در لای در).

  • Er hat sich den Finger in der Tür zugeklemmt.او انگشتش را در لای در گیر انداخت.
  • Die Schublade klemmte zu.کشو با فشار بسته شد و گیر کرد.
2 Akkusativ (etwas zuklemmen)

چیزی را با بستن یا فشار دادن، مسدود کردن (مثلاً یک لوله یا راه).

  • Der Klempner musste das Rohr zuklemmen.لوله‌کش مجبور شد لوله را مسدود کند.
  • Sie klemmte den Schlauch zu, um den Wasserfluss zu stoppen.او شلنگ را بست تا جریان آب را متوقف کند.