klempnern
لوله کشی کردن (به عنوان کارگر ماهر)، سرهمبندی کردن (به عنوان آماتور)
Beispiele
- Er repariert und ''klempnert'' an dem Haus herum, das wird er immer tun, solange er darin wohnt.او خانه را تعمیر و سرهمبندی میکند، او همیشه این کار را تا زمانی که در آن زندگی میکند انجام خواهد داد.
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه
کار لولهکشی یا ورقکاری انجام دادن (اغلب به صورت غیرحرفهای یا برای سرگرمی)
- Am Wochenende hat er im Gartenhaus geklempnert.او آخر هفته در انباری باغ لولهکشی میکرد.
- Er klempnert gerne an alten Autos herum.او دوست دارد با ماشینهای قدیمی ورقکاری کند (تعمیرات جزئی انجام دهد).