hochklettern
بالا خزیدن, بالا رفتن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / an + Dativ
با دست و پا از جایی به سمت بالا حرکت کردن، صعود کردن
- Das Kind kletterte schnell den Baum hoch.کودک به سرعت از درخت بالا خزید.
- Die Bergsteiger kletterten die steile Wand hoch.کوهنوردان از صخرهی شیبدار بالا رفتند.